سه احساس متفاوت

1- چندی است که او مرا با خود آشتی داده است... دنیای این روزهای من دیگر خاکستری نیست

2- شاید هیچ وقت نفهمد که همه حرفم از ترس بود... ترس از آزار دیدن... روشی بود غیر ارادی برای پیشگیری ...شاید چیزی مانند یک واکسن...

3- ممکن است به زودی از مونترال بروم... بار دیگر شهری که دوستش می داشتم... اینجا را دوست می دارم مثل خاک وطن... و مردمانش را مانند مردمان وطن

/ 0 نظر / 17 بازدید