انتظار

دلم آرزوی چیزی را دارد که به پندارم نمی آید.

جبران خلیل جبران

/ 10 نظر / 9 بازدید
نازنین

آغاز کسي باش که پايان تو باشد ... [عینک]

نازنین

آغاز کسي باش که پايان تو باشد ... [عینک]

ض

سلام.پنجشنبه که از سر کار رفتم خونه دچار یک مریضی وحشتناکی شدم به طوری که از ساعت 13 پنجشنبه بی حال افتادم روی تختم و ساعت حدودای 19 جمعه از بی حالی دراومدم و یک خورده به خودم رسیدم و یک پیاده روی کوچولو و سبک انجام دادم.بعدش کانال ام بی سی داشت فیلم تایتانیک رو نشون میداد که به یاد و خاطراتی که با این فیلم داشتم تا آخرش نگاه کردم.فکر کنم ساعت حدودای 2 صبح شنبه شده بود.بعد دیدم خوابم نمیبره داشتم دنبال یک سرگرمی میگشتیدم ( [نیشخند] ) که یک هو وبلاگ شما رو که روی کاغذ پرینت گرفته بودم به چشمم خورد و جاتون خالی تا صبح خوندم.اگر بیدار بودید و آن لاین 1000 تا سئوال داشتم که بپرسم

ض

از کلماتی مثل آوا ( ؟ ) - سرمه و یا تعصبت به دریای کاسپین نسبت به رود کارون که میخواستی جعبه دست نوشته های خودت رو به دریا بسپاری و به قول خودت خیانت بکنی به اصالتت..یا قرارهاتون در جام جم - سنگ صبور بودن سرمه - یا احساس همدردیش - ماموریت هاتون و خلاصه .... البته به یک جای این ماجراها شدیدا حسودیم شد و از ته دلم به خدا گفتم که خدایا واقعا خوشا به حال این شیفته خانم.........

شیفته

حسودی؟خوشا به حال من؟!

ض

حسودی به خاطر اینکه خیلی خوب از وقتت استفاده میکنی.حسودی به خاطر اینکه خیلی خوب از جوونیت استفاده میکنی.حسودی به خاطر اینکه حداقل یکی دو تا رفیق خوب داری البته مشخصه که اون پائین مائینها یک چیزایی رو از دست دادی و غمگینی و اینو هم میدونم که هرکسی در دلش هزار و یک غم و خوش داره.آدما همیشه طمع می کنند.لازم نیست همیشه یک پای قضیه مادی باشه( منم اگه خدا قبول کنه جز’ آدمام )

شیفته

مرسی ض عزیز .امیدوارم که روزهای خوشی را پیش رو داشته باشی.

شیفته

راستی آن داستانک اولین داستانی است که من نوشتم.می دونم یک مقدار ایراد داره.

ض

سلام.ممنون از لطف شما خانم شیفته.من هم براتون بهترینها رو آرزو میکنم.