روز از نو روزی از نو

یعنی از پسش بر می آیم؟ با این که تصمیم پر استرسی  ا می خواهم تا تش برم.

از وقتی از ایران آمدم تقریبا هیچ چیزی بر اساس برنامه های من جلو نرفت کاری ندارم به نفع ام بوده یا نه!  ولی خدایی این یک دونه را بیا و با ما راه بیا اونم قبل از هر اتفاقی ... می دونم می خوای بگی تقصیر خودمه،خوب آدمی ،اشتباه می کنه .ولی اینبار مصصمم، می دونم چی می خواهم و برای چی.هیچ وقت اینقدر ...

اه ه ه ه از این اخلاق گنده من که همیشه می چسبم به هر چیزی که دارم از دستش میدم.  می دونم می خوای یاد بگیرم که با روی باز با هر تغییر و تحولی رو برو بشم ولی آقا جان بیخال ما شو ،من خنگم. 

راستی تا نصف ماجرا را باهات موافقم، فقط چند تا کامنت روش دارم که اگه آنها بشه دیگه قضیه حله.یک موقع بیخیال کلش نشی ها. والا دیگه آدم می ترسه چیزی بگه .

ببین خدایی اینجا نوشتم که هم خودم هم همه شاهد باشن من این دوتا چیز را ازت می خواهم حالا چقدر مرام بزاری و برآوردش کنی با خودته.

قول می دم اینجا بنویسم که تو اونی که می خواستم را بهم دادی.

/ 5 نظر / 9 بازدید
مهتاب

چه عکسی !پس چرا عکسارو برام نفرستادی؟

شیفته

مهتاب جان خیلی ممنون از کامنتت.بسیار به موضوع ربط داشت.:) بنده براتون ای میل فرستادم و دلایل شرمندگی را توضیح دادم.:)

اشکان

سلام شیفته خوبی؟ چه عکس خوشگلی؟ یه مدت که نمی نوشتی خیال کردم که کلا بیخیال شدی. خیلی مخلصیم زودتر ببینیمت

روناک

به به! حالا چی هست کلک؟!!!!

شیفته

اشکان: آره عمو نمی دونم چرا اینجوری شده بودم .معلومه الان حالم خوب دوباره :) . دیگه تو و مهتاب اکو تور حرفه ای شدید زودتر بیام برویم طبیعت گردی. در ضمن ما مخلصیم بیشتر روناک: بهت خصوصی می گم. [چشمک][زبان]