نوستالوژی خرداد

 

شنبه صبح ،حدودای ساعت ٧  ا .زنگ ساعتم را به زور خاموش می کنم.صدای فریاد و خوشحالی از اون ور دیوار همسایه به گوش می رسه.آخه این محله مال ایرانی ها و کره ای هاست .یادم می افته که جام جهانی ای  ی  و حتما الان تیم کره با یک کشور دیگه مسابقه داره.دلشون خوشه، مگه نمی دونن ،امروز خوشحالی ممنوعه.

٢ ساعت بعد من لباس سبز پوشیدم و دارم می روم کلاس .کلی ماشین با پرچم کره دارن بوق می زنن و خوشحالی می کنن.حتما بردن.و من با خودم فک می کنم در اینجا چیزی به نام درد مشترک وجود نداره.هر کی سازه خودشو می زنه.

کلاسی که می رم ،کلاس بحث آزاده و من مدتی ا  که آروم و ساکت شدم. دبی سعی می کنه ته و تو ماجرا را در بیاره.حوصله ندارم و با جوابهای کوتاه کوتاه سر و ته قضیه را هم می آرم.معلمم یک فیلم قدیمی گذاشته درباره چگونگی تشکیل اتحادیه کارگری تو یکی از شهر های امریکا که بدتر داغ دل من را تازه می کنه. اتحاد کلید همه درد هاست.

 امروز اینجا از ساعت دو و نیم برنامه ها شروع می شه.اولی جلوی پارلمان است و دومی توی یک پارکی تو محله ایرونی ها.جرات رفتن ندارم. از بی تفاوتی بعضی از ایرانی های اینجا می ترسم . ترجیج می دهم که بیام خونه. گاهی وقت ها روبرو شدن با واقعیت چقدر سخته.

نوشته های دوست هامو می خونم و کلی حالم گرفته می شه. احساسشون را کاملا درک می کنم سعی می کنم دلداریشون بدهم ، شاید  بگن ، اونجا نشسته و دلش خوشه.

تو پارک می شنوم که جلوی پارلمان شلوغ شده بود و 12 تا کبوتر سفید را هم فرستادن هوا. جمعیت بد نیست. من شدم مثل تیمسار های قدیمی ،با صدای سرود ای ایران چند قطره اشک می ریزم و چند تا خاطره تعریف می کنم از پارسال همین موقع

 ها. بارون می آید و من قدم زنان بر می گردم خانه. با هزاران خاطره و آرزو...

  

/ 6 نظر / 11 بازدید
گلناز

شیفته جونم من دیروز سیاه پوشیدم. اینجا که نمیشد سبز بپوشی چون قطعا گشت ارشاد هیچ بهانه ایی هم که پیدا نمی کرد برای گرفتن به رنگ سبز مانتوم گیر می داد. ما هم مثل تو یاد پارسال بودیم . دیروز واقعا افسرده افسرده بودم.

مهتاب

هی چه می شود گفت ؟ کاش آن همه ترس آن همه درد آن همه مرگ ثمری داشته باشد وقتی خرمشهر آزاد شد ممد ها نبودند که ببینند ولی هزاران نفر دیگه بودند وشادی کردند و از ممد ها سپاس گزار شدند حالا سهراب ها و ندا ها و ... نیستند ولی امیدوارم باشیم و آزادی وطنمون رو ببینیم

مهتاب

[گل][هورا]تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک[هورا][گل] بیا منو بوس کن تا صد سال زنده باشی[نیشخند] [ماچ]

تولدت مبارک [گل]

شیفته

سلام مهتابی مرسی عزیزم. یکی از بهترین کادوهای تولدی که تو عمرم گرفتم عکس هایی بود که برام فرستادید. منم که حساس... احساس کردم که یک روح هستم و دارم از اون بالا بهتون نگاه می کنم. خیلی احساس خوبی دارم. مرسی.

شیفته

پی ال زد اسمتون را بنویسید. :(