زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد...

آن پریشانی شب های دراز و غم دل ....

گو برون آی که کار شب تار آخر شد! ...

شکر! کان محنت بی حد و شمار آخر شد.

/ 6 نظر / 4 بازدید
بورقاني

باز هم آدینه ای گذشت و تو جانا نیامدی .............................. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] او خواهد آمد........ وکلمه " انتظار " از واژه نامه ها حذف خواهد شد . [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] اللهم عجل لولیک الفرج التماس دعا در پناه حضرت دوست موفق و منصور باشید [خداحافظ]

مه فام

خیلی خوشحالم شیفته جونم [لبخند]...

آرزو

شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی

قاسم سلطانی

سلام بر شما فرزانه خانم گرامی خوش ذوق هنری, راستش دنبال شعری از حافط می گشتم که می گوید: گله از زاهد بد خو نکنم... که مواجه شدم با وبلاگ قشنگ شما... وبلاگ خوب شما را با علاقه و شکر دنبال خواهم کرد... شادزی مهر افزون[گل][گل][گل]

قاسم سلطانی

در ضمن شعر در جدیدترین پستتان هم دلنشین و پیام آور بود[دست][دست][دست]

امیر

پروانه من در تاری اسیر است که عنکبوتش سیر است نه یارای پرواز دارد نه می تواند بمیرد دانته