هیجانات درونی

مسافرت کردستان کرمانشاه من یکی از پر خطرترین ،جذاب ترین، مهیج ترین ،زیباترین ، عجیب ترین..... و هر ترین دیگری که الان به ذهنم نمی رسد از سفر های زندگی ام بود .احساس عجیبی دارم.درونی پر از هیجان ولی آرام.....................

وطنم ، ایران من

با این دل زار و پریشانم چه کردی

که به هر گوشه و کنارت که سرک می کشم

کوله بارم  را سنگین تر ، و پاهایم را نا توان تر برای رفتن می یابم.

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
حمیدرضا

مطمئنا گرمترین سفر نبوده!! بوده؟ موفق باشی[گل]

رضا

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی ..!! نمی دونم چرا یهو یاد این شعر افتادم ! کاش این فرصت ها نصبیب همه بشه ! "دلم گرفته، دلم عجيب گرفته است. تمام راه به يك چيز فكر مي‌كردم و رنگ دامنهها هوش از سرم مي‌برد. خطوط جاده در اندوه دشت‌ها گم بود. چه دره‌هاي عجيبي! و اسب، يادت هست، سپيد بود و مثل واژه پاكي، سكوت سبز چمن‌وار را چرا مي‌كرد. و بعد، غربت رنگين قريه‌هاي سر راه. و بعد تونل‌ها، دلم گرفته، دلم عجيب گرفته است!

مه فام

دقیقا [لبخند]!!!!! برای من هم همین طور شیفته جون [بغل]...

سعید سالم

ای بابا, هر ترین که بدترین هم جزوشه, پس منم به بی اجازه ترین شکل ممکن بهت لینک دادم.[خنده] شاد باشی

شیفته

[خنده]

مه فام

اتفاقا در جواب نفر اول باید بگم که گرمترین سفر هم بوده [تعجب]!!!